سواد مكتوبی كه مرحوم رئیسعلی‌خان دلواری در تاریخ ۱۱ جمادی‌الاول ۱۳۳۳ به آقای شیخ‌ محمد حسین مجتهد برازجانی مقیم برازجان ارسال داشته است: قربان حضور باهرالنورت گردم.‌ای به فدای همت و غیرت و شجاعتت گردم می‌دانم كه مردم در این كار (مقصود مدافعه از خاك وطن است) چندان مساعدت و همراهی نمی‌كنند و بنده هم پابست كرده‌اند كه نظرم به‌سوی ایشان است. هر آینه پاسی (پاس كلمه لایقرء است) حضرت مستطاب عالی و امید از آن وجود مبارك كه در حقیقت مجسمه شرف و وطن و اسلام‌خواهی است نداشتم، هر آینه تا حال پروانه‌وار خود را فدای ملت و وطن و اسلامیت كرده بودم. همین‌قدر اطمینان از حضرت مستطاب عالی دارم كه روز مضایق از خط بیرون نمی‌روید و جان را ناقابل می‌دانید، نه مانند اشخاص راحت‌طلب تنبل. راحت این دنیای فانی را به هیچ نمی‌شمارید.

قربانت گردم، برای درجه بهشت پیدا كردن و شربت شهادت را داوطلبانه خواستن باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت و بهای درجه عالی و نعیم اخروی و نام نیك ابدی به غیر از جان شیرین نیست، نه آنكه مرعوبانه هر وقت طرف مقابل مثل گربه خود را ساخت و مومو كرد مثل موش بروند . این‌گونه احساسات قابل همدردی با اسلام و وطن نیست و در تاریخ دنیا چنین اشخاص را ننگ عالم انسانیت دانسته‌اند. امروز، روزی است كه هركس ادعای شرف، اسلامیت و وطن‌پرستی دارد، باید امتحان داده از بوته امتحان بی‌غل و غش به درآید. چنانچه عقلا فرموده‌اند: خوش بود گر محك تجربه آید به میان / تا سیه روی شود هركه در او غش باشد.

برگرفته از سایت مرجع جامع بوشهر شناسی نویسنده:محمد جواد منصور زاده