عید قربان
سنج و دمام مراسمی است سنتی که در ایام عزاداری مذهبی در بوشهر از دیرباز تا کنون اجرا میشدهاست. یک گروه سنج و دمام معمولاً هفت، نه و یا یازده دمام، تعدادی سنج و یک بوق است. بعضی نیز یک گروه سنج و دمام را فقط هفت دمام هشت سنج و یک بوق دانستهاند.
بوق: بوق که در اصل همان شاخ نوعی گوزن آفریقایی به نام Antelope یا Kudo است. در گروه سنج و دمام به عنوان تنها ساز ملودیک نقش رهبری این گروه را به عهده دارد. در بوشهر چهار بوق اصلی وجود دارد که آذین بندی مخصوصی شدهاند، البته در حومه بوشهر نیز بوقهایی وجود دارند (مانند محلات هلیله، خواجهها، بندرگاه و امامزاده) که به تایید افراد محلی آنها نیز از هند آورده شدهاند البته به نظر میرسد که این بوقها اصالتا آفریقایی هستند ولی تا آنجا که به حافظه افراد بومی مربوط میشود این بوقها از هند آورده شدهاند.
سنج (SENJ): میگویند آلیاژی است از هفت فلز که به آن هفت جوش گویند. این ساز نیز از شهر پونای هند آورده شدهاست، سنج سر ضرب را نگه میدارد، البته بعضی از نوازندگان هنگام نوازندگی سنج اصطلاحا ریز میگیرند و به عبارتی ریتم را خرد میکنند. این ساز دارای قطری بین بیست تا بیست و پنج سانتی متر و دارای دستهای کوتاه به اندازه ده سانتیمتر است و برای اینکه بر اثر تماس با دست زنگ صدای آن از بین نرود دستهها را با تکههای پارچه عایق میکنند.
دمام (DAMMAM) این ساز که قبلا راجع به آن به تفصیل بیان شده در یک گروه سنج و دمام دارای موقعیتهای مختلفی است نوازنده با چوبی از جنس شاخههای درخت خرما بر روی آن مینوازد این چوب با اندازهای حدود چهل سانتی متر باید هنگام نوازندگی در دست راست نوازنده باشد و بر آن طرف از دمام نواخته شود که بدون علامت است، نوازنده همچنین با دست دیگر خود (بدون چوب) بر آن سوی دمام (که نشاندار است) مینوازد. طرف نشاندار را که طرف دستی و یا شمالی نیز میگویند دارای صدایی زیرتر است. دمامها بنا به مورد استفادهای که در یک گروه سنج و دمام دارند دارای ابعادی متفاوت هستند ولی ضخامت همه پیپها حدود دو سانتی متر است که در لبهها به یک سانتی متر میرسد. در یک گروه سنج و دمام سه نوع دمام وجود دارد: دمام اشکون، این دمام به نسبت سایر دمامها باید کوچکتر باشد و صدای بهتری نیز داشته باشد در مساجد یک دمام مخصوص را برای این کار در نظر میگیرند و هنگام پوست گیری در مورد آن دقت بیشتری معمول میدارند، قطر این دمام حدود سی تا سی و چهار سانتی متر و طول آن تقریبا چهل و پنج سانتی متر است همان طور که از اسم این دمام بر میاید کار اصلی آن بداهه نوازی و شکستن ریتم است و ریتمهای آن غالبا ضد ضرب اجرا میشود. بعد از اشکون سایر دمامها را «غمبر» مینامند ولی معمولاً منظور از دمام غمبر، دو دمامی است که بعد از دمام اشکون رو به روی یکدیگر قرار میگیرند ریتم این دو دمام با چهار دمام دیگر فرق میکند و همین طور است اندازه آنها، طول تقریبی این دو دمام بین چهل تا پنجاه سانتی متر است و قطر آنها حدود سی و هشت سانتی متر میباشد سایر دمامهای غمبر دارای ریتمی ساده میباشند و از نظر اندازه نیز کوچکتر از دو دمام غمبر یاد شده. این دمامها نیز قطر حدود سی تا سی و چهار سانتی متر و طولی برابر با چهل و هفت تا پنجاه سانتی متر دارند. نکتهای که باید مورد توجه قرار داد این است که در وهله اول این ریتم و شیوه اجراست که دمامها را از یکدیکر متمایز میسازد و موجب ایجاد نامهای مختلف بر آنها میشود